
من المؤمنینَ رجالٌ صدقوا ماعاهدوا الله علیهِ (قرآن/ احزاب، آیه 23)
درگذشت مرجع عالیقدر دینی آیتالله منتظری غمی آمیخته با حسرت بر جان من نشاند. غم من از آن است که خود را شریک غمهای طولانی او برای حفظ کرامت و شرافت انسان مییابم و حسرتم از آن است که مرد بزرگی را از دست دادهایم که مادر روزگار به ندرت چنان مردی میزاید.
آیتالله منتظری یک مرجع دینی نمونه و درخشان بود که دو شاخص بسیار ممتاز و برجسته داشت. او در سراسر عمر بابرکت خود غم کرامت و شرافت انسانها را خورد و در هیچ مقطعی از زندگیاش از مبارزه و مخالفت با ظلم و استبداد و احیای حقوق انسانها باز نایستاد. شاخص دوم وی آن بود که با شجاعت علمی و شهامت عملی کمنظیر در آراء فقهی سیاسی پیشین خود که سالهای طولانی برای آن سرمایهگذاری کرده بود تجدیدنظر کرد. او در آخرین کتاب خود «اسلام دین فطرت» نوشت: در عصر حاضر حکومت چیزی غیر از قرارداد عقلانی میان حکومتکنندگان و حکومتشوندگان نیست . در خارج از این چهارچوب هیچ انسانی بر انسانهای دیگر ولایت ندارد و هر انسان از آن نظر که انسان است حقوق بشریت دارد.
سیره آیتالله منتظری به دین و مرجعیت دینی اسلامی در عصر حاضر محتوا و معنائی قابل احترام بخشید. موج گستردۀ اندوه و حسرت که از فقدان این مرجع دینی مظلوم به صورت غیرقابل انکار، بر جان ملت ایران نشسته، نشان میدهد که او در همۀ مراحل سرنوشتساز زندگانیاجتماعی و سیاسیاش از عهدۀ امتحانات الهی و خدمت به خلق سرفراز بیرون آمده است. اینک مرگ او مایه عبرت و تنبّه اقران و معاصران گردیده است. آنان ببیند که مردی از زمره آنان چون دین به دنیا نفروخت چگونه محبوب خدا و محبوب دلها گشت وچه سان نام او در تاریخ مسلمانان جاودانه گردید.
رحمت فراوان خداوند بر او باد که عاش سعیداً و مات سعیداً.
محمد مجتهد شبستری
دکتر محمد مجتهد شبستری
قرآن (مُصحف شریف) یک متن تاریخی است، نه یک متن ماوراءالطبیعی!
کلام نبوی در نگاهی دیگر
۱. دو سال از نشر نخستین مقاله قرائت نبوی از جهان در فصلنامه مدرسه، میگذرد. اکنون ضروری میبینم مدعای اول آن مقاله را با در نظر گرفتن پارهای نکات مهم که در نقد آن خواندهام بار دیگر صورتبندی کنم. کوشش من این است که ابهامهای موجود در نخستین مقاله را با بیانی جدید روشن کنم و پارهای از نقدها را پاسخ دهم و بعضی از دعاوی را که به سخن من نسبت دادهاند و منظور من نبوده تصحیح نمایم. گر چه با نوشتن مقالات قرائت نبوی از جهان 2 تا 7 که به سبب سانسور مطبوعات، فقط در اینترنت منتشر شده همین کارها را تا حدودی به انجام رساندهام اما امتیاز مقاله حاضر ارائه یک صورتبندی جدید از نظریه مورد بحث است.
Mohammad Mojtahed Shabestari, was born in 1936, in Shabestar, a town in the Eastern Azerbaijan province of northwest Iran. Along with his family, he left his hometown in 1941, to move to Tabriz, the capital city of the Eastern Azerbaijan province. In 1951, Shabestari managed to enter the Hawza ‘Ilmiyya of Qumm, which at the time was a renowned traditional school for advanced Islamic studies.
آخِرٌ الزَّمان، اصطلاحي كه در فرهنگ اديان بزرگ دنيا ديده ميشود و در اديان ابراهيمي از اهميت و برجستگي ويژهاي برخوردار است. عقايد مربوط به آخر الزمان بخشي از مجموعة عقايدي است كه به پايان اين جهان و پيدايش جهان ديگر مربوط ميشود و اديان بزرگ دربارة آن پيشگوييهايي كردهاند. در اين مقاله نخست به بررسي عقايد مسلمانان پرداخته ميشود و سپس به لحاظ قرابت ميان اسلام و آيين يهود و مسيحيت، عقايد اين دو آيين آورده ميشود. در پايان براي آگاهي از فرهنگ باستاني ايران قبل از اسلام، عقايد زردشتي دربارة آخرالزمان به اين مقاله افزوده ميگردد.
ايمان، واژة كليدي دين اسلام كه خود و مشتقات آن در صدها آيه از قرآن مجيد تكرار شده است. گرچه مفهوم ايمان مستقيماً در قرآن توضيح داده نشده، ولى دربارة موضوعات عمده و اساسى مربوط به آن مطالب زيادي در اين كتاب آسمانى آمده است.
موضوعات عمده و اساسى مربوط به ايمان در قرآن را مىتوان چنين برشمرد: 1. محور اساسى ايمان الله است و از همة انسانها خواسته مىشود كه به الله ايمان آورند؛ اما در آيات بسياري ضرورت ايمان آوردن به «پيامبران و رسولان»، «كتابهاي نازل شده از سوي خدا»، «ملائكه» (فرشتگان) و «روز واپسين» (آخرت)، نيز به «ايمان به الله» افزوده شده است (بقره /2/62، 285). 2
در تاریخ علم کلام اصطلاح «توحید» در 4 معنای متفاوت به کار رفته است. این تصور که منظور از توحید در علم کلام تنها موضوع «یکتایی و بیهمانندی» خداوند (توحید به معنای اخص) است، درست نیست. در مؤلفات بسیاری از متکلمان، توحید عنوان همۀ مباحث مربوط به ضرورت خداشناسی و راههای عقلانی و غیرعقلانی آن قرار داده شده که «توحید به معنای اخص» تنها یکی از آنها ست. در مؤلفات پارهای از آنها، حتى مباحث نبوت و معاد هم تحت عنوان توحید آمده است. هرکدام از متکلمان و یا فرقههای کلامی، موضوع توحید را مانند همۀ مسائل کلامیِ دیگر، از خاستگاه آن اوضاع و احوال اعتقادی، اجتماعی و سیاسی مطرح کردهاند که در عصر آنها و در محیط زندگی آنها وجود داشته است. آنان اهداف متفاوتی را از بحث و تألیف دربارۀ توحید تعقیب میکردند و به همین سبب، آنچه در عصرهای مختلف توحید نامیده میشد، معناهای متفاوت داشت.
وبلاگ معنا گرا در نظر دارد برخی از سخنرانی ها و درسگفتارهای دکتر مجتهد شبستری را که تا کنون در اختیار عموم قرار نگرفته است ، منتشر نماید. به این منظور از علاقه مندان دعوت می شود این وبلاگ را در آماده سازی و تایپ مطالب برای انتشار یاری نمایند. دوستانی که علاقه و فرصت همکاری دارند با ذکر نام و شماره ی تماس، زمینه ی همکاری را فراهم نمایند.
با سپاس : زمانیان

1- از آغاز پیروزی انقلاب 1357 در ایران، بر اهل نظر پوشیده نبود که وصل کردن قدرت سیاسی به خداوند در مقام نظرپردازی، طبیعت قدرت را عوض نمیکند و آن را از یک پدیده زمینی به یک پدیده آسمانی مبدّل نمیسازد و آنچه عملاً در روی زمین اتفاق میافتد حکومت انسانها بر انسانها است و نه هیچ چیز دیگر. انسانهائی که هم خیر از آنها سر میزند و هم شر، نه عصمت علمی دارند و نه عصمت عملی، هم محکوم تحولات و تغییرات اجتماعیاند و هم در آنها اثر میگذارند اما هیچگاه نمیتوانند به صورت افراد، تنها اثرگذار در زندگی اجتماعی گردند و هر اندازه هم صالح باشند تمرکز همه قدرت سیاسی در دست آنان هم آنان را تباه میسازد و هم جامعه را. در 30 سال گذشته اتفاقات زیادی در صحنه سیاسی کشور ما رخ داد که بدون استثناء آنچه را گفتم نشان میداد اما این حوادث دو ماه اخیر کشور بود که جامعه را آن چنان به شدت تکان داد که پردههای توهم الهی بودن قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران را از جلو چشمان اکثریت مردم ایران کنار زد.
نویسندگان کیفر خواست دادگاه مضحک، تلخ، تأسف بار و فاقد اعتبار دو روز قبل که با هدف جُرمسازی علیه عدّهای از رجال سیاسی شریف این کشور تهیّه دیده در کنار آسمان و ریسمان بر هم بافتنهای متعدد، از سفر یورگن هابرماس فیلسوف نامدار آلمانی به ایران نیز سخن به میان آوردهاند و پای افرادی را به میان کشیدهاند و چنین گفتهاند:
به اطلاع دوستان می رساند:
کلاس درس جناب اقای دکتر شبستری ( که در حسینیه ی ارشاد تشکیل می شود )، مرداد ماه تعطیل است. اولین جلسه پس از تعطیلات تابستانی ، روز پنجشنبه ، پنجم شهریور ماه و طبق روال گذشته ، راس ساعت 11 تشکیل می گردد. جهت آگاهی دوستان ، کلاس با بحث در باره ی خدای فیلسوفان و خدای عارفان ، شروع می گردد.
در پی دعوت دانشگاهها و مراکز علمی آلمان از دکتر مجتهدشبستری، وی از 31 مای تا 7 یونی 2009 برابر با 10 تا 17 خرداد 1388 به آلمان سفر کرد و در دانشگاهها و مراکز آن کشور به سخنرانی پرداخت.
مجتهد شبستری، نخست در سمینار سه روزهای که در Katoliche Akademie (اکادمی کاتولیک) واقع در شهر Schwerte آلمان تحت عنوان Glauben und vernuft in Islam und Christentum (ایمان و عقل در اسلام و مسیحیّت) برگزار شد. شرکت نمود و آراء خود را در باب رابطه ایمان و عقل در اسلام بیان کرد و آنها را در معرض بحث و نقد گذاشت.
دوستان عزیز: (پویشگران موج سوم)
از من خواستهاید دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 نظرم را با شما در میان گذارم، خواست شما عزیزان را اجابت میکنم و با آرزوی کامیابی شما در کوششهای ارزشمندتان توجه شما را به نکات زیر جلب مینمایم:
1- منطق «تحریم انتخابات» در کشور ما شکستخورده است و از این طریق به هدفهای سیاسی مطلوب نمیتوان دست یافت.
وقتی فقها متوجه میشوند که تغییرات اجتماعی اساسی در جوامع مسلمان اتفاق افتاده، سعی میکنند با روشهای خاصی، گونهای فتواهای جدید صادر کنند که بتواند پارهای از مشکلات جدیدی را که در زندگی جدید برای جامعههای مسلمان پیش میآید، حل کنند. ولی این فتواهای جدید نمیتواند خیلی مشکلات را حل کند، به این دلیل که اینها میخواهند، در هر حال، به همان اسلوب فقهی که بیش از ده قرن است در میان مسلمانها شکل گرفته و تثبیت شده، وفادار بمانند و اساس آن اسلوب فقهی بر این مبتنی شده است که در هر واقعهای از وقایع زندگی، یک حکم الهی واقعی وجود دارد و فقیه باید درصدد کشف آن باشد.
اينكه مىفرماييد زمان و مكان در اجتهاد دخالت دارد يا نه، اين را بايد دقيقا معنى بكنيم. يعنى چه كه زمان و مكان دخالت دارد؟! منظور از زمان و مكان، تحولات گوناگون زندگى بشرى كه در زمان و مكان اتفاق مىافتد هست، نه اينكه زمان و مكان خودش دخالت دارد. اگر فقيه اين گونه بخواهد حرف بزند كه تحولات گوناگون زندگى بشرى در احكام دخالت دارد، معنايش اين است كه مىپذيرد كه واقعياتى به نام تحولات گوناگون زندگى بشرى وجوددارد و به اين واقعيات توجه دارد و تنها، كتابى نمىخواهد عملبكند. يعنى اين طور نيست كه فقط مىخواهد به كتاب و سنت نگاهكند، بلكه براى او واقعيت ديگرى و مساله ديگرى نيز وجوددارد. اگر فقيه بخواهد مسالهاى به نام تحولات زندگى را مطرحكند، بايد اين مطلب را براى خودش معنى بكند كه تحولات زندگى و تمدن يعنى چه؟ چه مقدار از تحولات زندگى و تمدن را قبولمى كند و چه مقدار از اينها را قبول نمىكند.
چرا زبان تهمت و تخریب گشودهاید؟!
پس از سلام و تحیات، در آخرین روزهای سال 1387 اظهارات جناب عالی را پیرامون سخنرانی اینجانب در دانشگاه صنعتی اصفهان که از سوی خبرگزاریهای وابسته به دولت با آب و تاب فراوان به صورتی بسیار گسترده منتشر شد خواندم. از آن سخنان هم متعجب و هم متأسف شدم. تعجب من از آن است که میبینم یک استاد علوم اسلامی که بیش از شصت سال در علوم اسلامی زحمت کشیده، با سر و صدای فراوان مطالبی نگاشته که از هر گونه نقد علمی تهی است ولی مجموعهای از دعاوی و نسبتهای خلاف واقع است. تأسف من هم از آن رو است که به عنوان دوست سابق شما آنگونه سخن گفتن را شایسته شما نمییابم و از اینکه عاقبت به زبان تهمت و تخریب روی آورده ناخشنودم. در همان روزها به شما وعده دادم که پس از تعطیلات نوروز 1388 به آن اظهارات پاسخ گویم. اکنون به آن وعده وفا میکنم، اما نه از باب مناظره یا منافسه، بلکه از این روی که وظیفه اخلاقی خود میدانم ذهن مخاطبان شما و خودم را درباره آن دعاوی و نسبتهای خلاف واقع روشن کنم.
شبسترى با اشاره به شرايط وجودى نظير «تاريخ» ، «زبان» ، «جامعه» و «بدن»(انسانى) به عنوان چهار منشأ اسارت انسان ، در جست وجوى عبور از يك «خود» محبوس در چنگ اين «زندان ها» به جانب الوهيت است. چنانكه جايى مى نويسد: «اسلام يك رويكرد با تمام وجود است و وقتى رويكرد مطرح مى شود، بيرون آمدن از خود مطرح مى شود، هجرت از خود مطرح مى شود، و از خود به سوى ديگر روان شدن مطرح مى شود. اين خود كه انسان بايد از آن روان شود و هجرت كند، آن خود است كه ابعاد هويت انسان را تشكيل مى دهد، خود تاريخى، خود اجتماعى، خود بدنى، خود زبانى انسان به عامل تاريخ، عامل زبان، عامل بدن و عامل جامعه محدود است و به طور معمولى در اين چهار بعد زندگى مى كند. وحى و علائم خدا نقش اش اين است كه افق ديگرى غير از اين چهار بعد را براى انسان مى گشايد و بدون اينكه اين چهار بعد را نفى كند، آنها را شفاف مى سازد وانسان را از آنها به سوى خدا عبور مى دهد.
نظریه آقای مجتهد شبستری در خصوص ماهیت کلام وحیانی هم از حیث مدلول و هم از حیث بنیان استدلالی آن ابهامات دشواری آفرینی دارد. البته خواننده منصف لاجرم تصدیق می کند که بحث درباره انحای ارتباط خداوند با انسان و خصوصاً ماهیت آنچه "کلام وحیانی" خوانده می شود، از جمله دشوارترین موضوعات در قلمرو الهیات است، و بنابراین، نظرورزی در این خصوص گام نهادن در راهی تیره و درشتناک است.
گوهر نظریه شبستری در خصوص کلام وحیانی را می توان در آموزه زیر خلاصه کرد (بگذارید آن را "آموزه محوری" بنامیم):
آموزه محوری: کلام وحیانی همانا کلام انسانی نبی است.
روشن است که این تلقی از کلام وحیانی تفاوت بارزی با تلقی سنتی دارد. در تلقی رایج در سنت اسلامی، کلام وحیانی کلام خداوند است، و پیامبر بازگو کننده کلام خداوند و صرفاً واسطه انتقال آن به آدمیان بشمار می آید. اما در مدل پیشنهادی شبستری، کلام وحیانی در واقع کلام شخص نبی است، گیرم که خداوند به نحوی از انحاء بر کلام وی صحه می نهد.
خدمت آیة الله جعفر سبحانی
پس از سلام و تحیات اظهارات شما را در خبرگزاری فارس خواندم. به علت آشنایی تقریباً 55 ساله که میان من و شما وجود دارد، از آن اظهارات واقعاً متأثر و متأسف شدم. تأثر و تأسف من از این بابت است که می بینم یک عالم دینی که بیش از 60 سال در حوزه علوم اسلامی زحمت کشیده و اخیراً پا در قلمرو مرجعیت دینی گذاشته، عاقبت زبان عوامانه ای را به کار گرفته که «اهل بخیه» آن را «زبان مارکِشی» می نامند. اهل معنا حسن عاقبت می طلبند ولی این عاقبت خوبی برای شما نیست. نمی دانم در سالهای اخیر چه کسانی شما را احاطه کرده اند که چنان سخن می گویید و چنان عمل می کنید. پس از پایان کامل تعطیلات (بعد از 13 فروردین 88) که اهل بحث و نظر دوباره مجال خواندن و اندیشیدن می یابند به صورت مشروح به اظهارات جناب عالی پاسخ خواهم داد ولی آن زبان را که شما به کار برده اید به کار نخواهم برد.
محمد مجتهد شبستری
به گزارش خبرنگار آئين و انديشه خبرگزاری فارس حضرت آيتالله سبحاني از مراجع عظام تقليد و از متفكرين و بزرگان كلام اسلامي در پاسخ به درخواستهاي طلاب و دانشجويان و جمعي از اصحاب انديشه براي اعلام نظر درباره سخناني كه اخيرا در دانشگاه صنعتي اصفهان توسط محمد مجتهد شبستري عنوان شد مطالبي نوشتهاند كه توسط دفتر ايشان جهت انتشار در اختيار گروه آئين و انديشه خبرگزاري فارس قرار گرفته است.
با بهرهگیری از هرمنوتیک دیالوگی، شبستری قرائت و تفسیر متون دینی (و نیز متون غیردینی) در هر عصر را مبتنی بر سؤالات و پیشفهمهای دینداران و مفسران آن عصر میداند، لذا، معتقد است با توحه به تحول و تکامل مستمر علوم و معارف بشری در هر عصر و نیز تغییر مداوم سؤالات و پیشفهمهای دینداران در طی زمان و نیز متفاوت بودن سطح و نوع دانش آنها، همواره شاهد تنوع و تعدد قرائتهای دینی خواهیم بود.
مدافعان خشونت پیشه قرائت رسمی از اسلام در این کشور که اینک مناظره میطلبد برای مناظره با نواندیشان دینی، نخست باید آنان را به عنوان «اهل نظر» به رسمیّت بشناسند و آنان را محترم بشمرند. این شناسائی با کفریّات نامیدن سخنان ما، و هتّاکی و ناسزا گفتن به ما، سلمان رشدی نامیدن ما، پیرو آمریکا نامیدن ما و سایر اعمال دور از نزاکت و ادب و اخلاق نمیسازد. نخست باید سردمداران این خشونت پیشگان از نو اندیشان دینی که سالیان دراز با انواع تهمتها و ناسزاگوئیها آنان را نواختهاند در ملأعام «حلال کردن» طلب کنند و سپس دروغپردازیهای آشکار پارهای از رسانههای رسمی و دولتی در این باب را به صراحت محکوم کنند و آنها را از تکرار این معصیتها باز دارند. آنان اگر این کارها را انجام ندهند نواندیشان دینی را به عنوان اهل نظر به رسمیت نشناختهاند و نشستن با آنان در کنار میز مناظره چیزی غیر از تن دادن به عوامفریبیها نیست.
(رومن سایدل، ترجمه ی محمود اسماعیل نیا)
محمد مجتهد شبستری در سال 1315 متولد شد و در نوجوانی به عزم فراگیری علوم دینی رهسپار قم شد. دروس حوزوی در آن ایام به مانند امروز، شامل موضوعاتی مثل حقوق اسلامی یا تاکید بر فقه، کلام، عرفان و فلسفه بود. شبستری جزو آن دسته از طلابی بود که تمرکز یک سویی بر مباحث خشک فقهی را ناکافی یافته و توجه خود را معطوف به موضوعات فلسفی و عرفانی کرد، یعنی همان مباحثی که نزد بیشتر فقهای مسلمان ارج و قربی نداشت. دو مدرس برجسته و پرجاذبه ی این دروس در این دوره عبارت بودند از علامه طباطبایی فیلسوف و مولف تفسیری پرطرفدار از قرآن و آیت الله خمینی که بعدها رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی شد.
عاقبت آن روز رسيد كه محمد مجتهدشبستري هم شهادتين بگويد تا ثابت كند كه مسلمان است. او كه قريب به 50 سال ترويج اسلام كرد در 72 سالگي به نقطه اي رسيد كه وادار شود مسلماني خود را فرياد بزند و همه اينها از رهگذر اتهامات برخي رسانه هاي دولتي به او بود، رسانه هايي چون روزنامه ايران يا خبرگزاري هاي فارس و ايرنا كه در چند روز اخير موج بزرگي از تبليغات عليه او به پا كردند.
متن کل جلسه ی محمد مجتهد شبستری- به مناسبت رحلت پیامبر(ص)
بسم ا... الرحمن الرحیم
موضوع سخن بنده در خدمت شما که به مناسبت سالگرد رحلت پیامبر گرامی اسلام انجام میگیرد ، اگر عنوانی بخواهیم برای او تعیین کنیم چنین عنوانی رامناسب می یابم :انتظار ما از پیامبران !اما من تحت این عنوان در حقیقت می خواهم به دو سوال، پرسش یا نقد که در ماههای اخیر زیاد به گوش می خورد یا خوانده می شود ، در ارتباط با کوششهایی که در این 20 سال اخیر تحت عنوان نواندیشی دینی ویا روشنفکری دینی انجام شده ، به این دو نقد پاسخی گفته باشم چون فکر می کنم بیشتر شما شنوندگان گرامی در جریان مسائلی که به عنوان نواندیشی دینی در دو دهه اخیر انجام شده ،قرار دارید چیزی در این زمینه خوانده اید ، شنیده اید دنبال می کنید این قبیل بحث ها را به نوعی ،در این 20 سال اخیر بحث هایی در باره طرز تفکرو طرز عمل دینداری و مسلمانی در کشورما صورت گرفته که عده ایی آن را به روشنفکری دینی تعبیر کرده اندو عده ایی به نو اندیشی دینی . بحث فعلی ما در این مورد نیست که کدام یک از این تعبیرات را انتخاب کنیم .من خودم تعبیر نو اندیشی دینی را برای این قبیل بحث ها و طرز فکرها مناسبت تر می دانم پاره ای از دوستان اصرار دارند روی تعبیر روشنفکری دینی .
درپی انتشار اخباری درباره سخنرانی محمد مجتهد شبستري در اصفهان، این اسلام شناس شاخص کشوراین اخبار را تکذیب کرد. به گزارش سایت امروز مجتهد شبستری در تکذیب نامه خود آورده است:
دو خبرگزاري فارس و ايرنا در روز سه شنبه 6/12/87 و روزنامة دولتي ايران در روز چهارشنبه 7/12/87 ادعا كرده است كه سخنراني اينجانب در دانشگاه صنعتي اصفهان شامل موارد و مطالب زير است:
- نفي عصمت پيامبر و اهل بيت
- راه يافتن اوهام در قرآن و پيامبر
- نفي علم پيامبر و امامان
- نسبت دروغپردازي به ايشان
- وجود نقص در قرآن و اسلام
- ارتكاب گناهان به وسيله ائمه
امام جمعه موقت تهران هم به استناد همين دروغپردازيها در سخنراني روز سه شنبه خود در شهر كرمان همان افتراها را درباره اينجانب تكرار كرده است. من از ايشان كه با دعوي عادل بودن به امامت جمعه ميايستند ميپرسم چگونه به استناد دروغپردازي يك رسانه، يك مومن را آنچنان بيپروا هتك ميكند. مرحبا به اين عدالت و اين امامت.
در هر حال اينجانب اعلام ميكنم كه اتهامات فوق صد در صد خلاف واقع و دروغ است و متن سخنان ضبط شده من شاهد زنده اين دروغپردازيهاست. در سخنراني اينجانب كه با عنوان «انتظار ما از پيامبران» ايراد شد و پاسخهايي كه به پرسشها داده شد درباره معناي دين و دينداري و تحولات آن و معناي نبوت و معناي علم و عصمت انبياء و پيشوايان دين و حدود آنها و نظرات مختلف در اين باره بود.
انعكاس تحريف شده اين سخنراني از سوي دو خبرگزاري خاص به خوبي نشان ميدهد كه جريان حاكم براي تأمين اهداف انتخاباتي آيندهاش از هيچ گونه دروغپردازي و ترور معنوي افراد امتناع ندارد و با اتهامات كذب ميخواهد رقباي خود را در نظر مردم ايران بيپروا نسبت به دين و مقدسات ديني نشان دهد تا از اين راه به اهداف خود نائل شود.
محمد مجتهد شبستري
7/12/87
القراءة النبوية للعالم
القراءة النبوية والأحوال الوجودية:
في قسم رئيس من القرآن تم تناول دقائق كيفية إتجاهات كل فرد من البشر إزاء الله، وعندما يدور الحديث عن «الدعاء»، «الإبتهال»، «الشكر»، «الصبر»، «الرضى»، «التوكل»، «الإنابة»، «التوبة»، «الإستغفار»، «الإستغاثة»، «التسبيح والتبرئة»، «القنوت»، «التضرع»، «الصلاة»، «الركوع»، «السجود»، «الصوم»، «الإنفاق»، «الرجاء»، «الخوف»، «إطمئنان النفس»، «الإيمان»، «الغم»، «اليأس»، «العجلة» وما إلى ذلك، وقد تم فهم وتفسير كل ذلك على أساس ضرورة انسجام الإنسان مع الفاعلية المطلقة لله في العالم. وقد فُهمت إتجاهات الإنسان هذه كلها في مقابل الله، على أنها التوحيد العملي. وقد نظم العرفاء المسلمون من خلال التأمل والتحري في التعبيرات القرآنية المتعلقة بهذه الإتجاهات، «حالات» و«مراتب» سير الإنسان وسلوكه وعمدوا إلى شرح «الطريقة» وتفسيرها.
القراءة النبوية للعالم
محمد مجتهد شبستري
الكلام النبوي
من خلال دراسة نص القرآن باعتباره شواهد تاريخية يتبين أن ادعاء ذلك الإنسان الذي يدور في هذا النص الحديث عن نبوته، هو أن الكلام الذي كان يتلوه على الناس على شكل آيات ويدعوهم إلى قبوله؛ ذو مصدر إلهي رغم أنه كلامه هو نفسه. فذلك النبي لم يكن يقول إن هذا النص ليس كلامي. ويجب الالتفات إلى هذه الملاحظة و هي أن «كلام الإنسان» لا يصبح «كلاماً» بـ«المعاني» وحدها كما أن الكلام لا يحدث بـ «الألفاظ» وحدها. فكلام الإنسان عبارة عن «مجموعة من المعاني والألفاظ» التي تظهر في داخل «نظام من التعبيرات» يسمى اللغة (كما سنوضح ذلك فيما بعد).
در روزنامه کیهان پنجشنبه 18 مرداد 1386 آقای دکتر احمد احمدی مطلبی تحت عنوان " مغالطه آشکار" در نقد آن چه در روزنامه اعتماد 59/86 با عنوان نسبت حقوق بشر و حقوق الهی از اینجانب چاپ شده بود نوشته اند. برای روشن تر شدن محل نزاع میان دوگونه تفکر که یکی از اعلامیه حقوق بشر 1948 دفاع می کند و دیگری آن را معارض بنیاد اسلام می داند، ضرورت دارد بسیار اندیشید و نوشت. من از نقد ایشان استقبال می کنم و تصریحات ایشان را نمونه ی خوبی از تفکری تلقی می کنم که مدعی است اعلامیه ی حقوقی بشر بنیاد اسلام را به چالش می طلبد.
این متن در ژانویه ۲۰۰۹ توسط دکتر مجتهد شبستری برای دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه وین(اتریش) تدریس شده است.
Prophetische Lesart der Welt
Mohamad Modjtahed Schabestari
(۲)
prophetische Lesart der Natur
Wenden wir uns zuerst den Erscheinungen in der Natur zu: „In der Erschaffung der Himmel und der Erde; im Aufeinanderfolgen von Nacht und Tag; in den Schiffen, die auf dem Meer fahren mit dem, was den Menschen nützt; im Wasser, das Gott vom Himmel herabkommen lässt und mit dem Er die Erde nach ihrem Absterben wieder belebt und auf ihr allerlei Getier sich ausbreiten lässt; im Wechsel der Winde und der zwischen Himmel und Erde in Dienst gestellten Wolken, (in alledem) sind Zeichen für Leute, die verständig sind.“ (Sure 2,164). „O ihr Menschen, fürchtet euren Herrn, der euch aus einem einzigen Wesen erschuf, aus ihm seine Gattin erschuf und aus ihnen beiden viele Männer und Frauen entstehen und sich ausbreiten ließ.“ (Sure 4,1) „Er ist es, der euch bei Nacht abberuft und weiß, was ihr bei Tag begangen habt. [...] Er ist es, der bezwingende Macht über seine Diener besitzt. Und Er entsendet Hüte